محمد مهدى ملايرى
113
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مأنوس شده بودند ، ترجمهء عربى بعضى از اصطلاحات كه در آن زمان هنوز ناپخته و جانيفتاده بود نارسا مىنمود ، و چون براى بسيارى از آنها در زبان عربى معادلى نمىشناختند به اين جهت زبان عربى را براى اين كار آماده نمىدانستند ، و همين مشكلات بود كه آنها را به رخ صالح مىكشيدند تا ناتوانى او را در اين عمل بازنمايند و او را از قبول اين كار منصرف سازند و از جوابهاى صالح كه نمونهاى از آن باز در همين روايت ذكر شده چنين برمىآيد كه او هم در زبان عربى آن اندازه تسلط و به خود آن اندازه اعتماد داشته كه از دشوارى كار نهراسد و اگر هم براى لفظى اصطلاح جامعى نمىيافته خود از كلمات عربى اصطلاح تازهاى وضع كند يا همان اصطلاح را معرّب سازد . در نمونهاى كه از گفتوگوى مردان شاه و صالح در اين روايت آمده ، چند كلمهء فارسى ذكر شده كه در آنها در همه نسخههايى كه اين روايت را نقل كردهاند حذف و تحريفى روى داده است . چنان كه گفتيم ، اين روايت در دو مأخذ قديم عربى نقل شده ، يكى در كتاب فتوح البلدان تأليف احمد بن يحيى بن جابر معروف به بلاذرى و ديگر در كتاب الفهرست تأليف محمد بن اسحاق معروف به ابن نديم . كتاب فتوح البلدان در اواسط قرن سوم هجرى نوشته شده و الفهرست در نيمهء دوم قرن چهارم ، و بين تأليف ايندو كتاب بيش از يك قرن فاصله است و اينكه اين حذف و تحريف در هردو كتاب يكسان ديده مىشود نبايد باعث تعجب باشد ، زيرا ممكن است اين تصرف كه نتيجهء ناآشنايى نسخهنويسان به كلمات فارسى بوده نخست در كتاب فتوح البلدان ، حاصل شده و از آنجا به الفهرست منتقل شده باشد ، و يا اينكه حذف تحريف در روايت اصلى كه مأخذ هردو كتاب بوده روى داده باشد . قسمتى از اين روايت كه اين حذف و تحريف در آن روى داده و مورد گفتوگوى ما است در اصل عربى در نسخه چاپ شدهء فتوح البلدان چنين است : فقال له ( اى لصالح ) مردانشاه بن زادان فروخ : كيف تصنع بدهويه و ششويه ؟ قال :